تبليغاتX
لبخند صورتیه سکوت






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



اینم کادویی تولدت

نمیدونم چی بهت کادو بدم که لایق آبجی بهار جونم باشه

تهفهی درویشی بیش نیست تقدیم به آبجی بهارم 


نويسنده: bahar&behnam مورخ: دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 در ساعت: 3:4
|+|



تولدت مبارک خوشگل نرین بهار دنیا

بهار خواهر خوشگلم از صميم قلب بهت تبريک ميگم نيستم که بهت بگم چقدر برام عزيزی
اما تو قشنگ ترين بهار دنيايی ... 

تولد پیشاپیش مبارک     



امشب شب ما غرق گل و شادی و شوره

از جشن ستاره آسمون یه پارچه نوره

امشب خونمون پر از طنین دلنوازه

تو خونه پر از نوای دلنشین سازه

عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه

زندگیم با بودنت درست مثله بهشته

تو خونه سبد سبد گلهای سرخ ومیخک

عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک

جشن تو جشن تولد تموم خوبی هاست

جشن تو شروع زیبای تموم شا دیهاست

جشن تو شروع یک روز مقدسه برام

وقت شکر گذاریه به سوی درگاهه خداست

امشب تو ببین چه شور وحالی وصفایی

توستی که گل سرسبده محفل مایی

امشب رو لبا گلهای خنده واسه توست

آرزوی ما بخت بلند در طالع توست

  ۴/۲۷       روز تولد بهار جونم 

داداش همیشه عاشقت داداش بهنام


نويسنده: bahar&behnam مورخ: دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 در ساعت: 3:2
|+|



خیلی دور اما نزدیک

دل تو اولين روز بهار... دل من آخرين جمعه سال... و چه دورند و چه نزديک به هم


نويسنده: bahar&behnam مورخ: شنبه بیست و دوم تیر 1387 در ساعت: 2:56
|+|



وقتی تو نیستی/ نه هست های ما، چونان که بایدند/نه بایدها......./ مثل همیشه آخر حرفم/ و حرف آخرم را / با بغض می خورم/عمری است/ لبخندهای لاغر خود را / در دل ذخیره می کنم/ باشد برای روز مبادا !/ اما، در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست/ آن روز هر چه باشد / روزی شبیه دیروز/ روزی شبیه فردا/ روزی درست مثل همین روزهای ماست/ اما کسی چه داند؟/ شاید امروز نیز روز مباداست! / وقتی تو نیستی / نه هست های ما / چونانکه بایدند / نه بایدها...... / هر روز بی تو روز مباداست !!

 

ابجی بهارم دوست دارم

خیلی خیلی  گلی

خیلی هم به من لطف داری

من لیاقت این همه خوبی رو ندارم

 


نويسنده: bahar&behnam مورخ: شنبه بیست و دوم تیر 1387 در ساعت: 2:51
|+|



 

نو بهار است بر آن کوش که خوش دل باشی   که بسی گل بدمد باز تو در گل باشی

سلام بر تو ای خواهر من   سلام من بر تو ای پاره تن من

چه کنم؟ که دریایه شرمساری برخم نقش بسته

چه کنم؟ که بر خواهرم سرافکنده ام

چه کنم؟ که هوشم همه بی هوش شده

چه کنم؟ ای خواهرم که پیشه تو خزان شدم

جه کنم؟ چگونه کنم؟ جبران این همه مهر و وفا

چه کنم؟ تا بشکافم سکوت فاصله ها را

حال دگر چه کنم که قلم با گریستن جوهر را بر خود حرام کرد

چه کنم؟...

بهار تو خود بهاری   خبری ز خزان نداری

بهار به بهار دهمت سوگند   چاره ای کن به حال من خزانی 

 

پس ای

نو بهار عشق

ای بهار من

ای خواهرم

تو خود گو من چه کنم

چه گویم

که باشد کار و کلامی لایق

بهاریت

داداش همیشه عاشقت بهی

 


نويسنده: bahar&behnam مورخ: شنبه بیست و دوم تیر 1387 در ساعت: 2:24
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir